تبليغاتX
پايان نردبان
چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386
تنها7درصد كودكان به مهد مي‌روند

با وجود اهميت بسيار آموزش دوره پيش از دبستان در رشد مناسب ذهني و جسمي كودكان، در حال حاضر تنها 7 درصد كودكان كشور ما از خدمات مهدهاي كودك برخوردارند كه تا پايان برنامه چهارم توسعه، شمار كودكان زير 6 سال تحت پوشش مهدهاي كودك بايد به 20 درصد برسد.
در اين بين به اعتقاد مديران مهد‌هاي كودك، نبود برنامه آموزشي هماهنگ براي مهدهاي كودك، تعرفه‌هاي پايين و لوكس دانستن خدمات مهد‌هاي كودك از جمله معضلات پيش روي است.
Kindergarten-830806.jpg

گروه اجتماعي خبرگزاري دانشجويان ايران در همين راستا و به منظور بررسي چالش‌ها و فرصت‌هاي پيش روي مهد‌هاي كودك، اقدام به برگزاري ميزگردي با حضور مسؤولان سازمان بهزيستي و مديران مهد‌هاي كودك و كارشناسان در محل خبرگزاري دانشجويان ايران كرده است.


75 درصد مغز كودك در 6 سال اول زندگي شكل گرفته و حدود 90 درصد توانايي‌هاي كودك در اين دوران جهت مي‌گيرد

فاطمه دعايي، رييس انجمن مديران مهدهاي كودك گفت: فعاليت در مهدهاي كودك به دليل مواجهه با مخاطبين خردسال به نظر كار كوچكي به نظر مي‌رسد و اين در حاليست كه 75 درصد مغز كودك در 6 سال اول زندگي شكل گرفته و حدود 90 درصد تواناييهاي كودك در اين دوران جهت مي‌گيرد؛ بنابراين كوتاهي در تربيت كودكان در اين دوره از زندگي، اثرات بسيار سوئي در پي خواهد داشت.

وي با اشاره به ويژگي‌هاي آموزش صحيح در مهدهاي كودك، گفت: آموزش پيش از دبستان، غيرمستقيم و در تمام طول مدتي كه كودك در مهد مشغول بازي است، صورت مي‌گيرد، بدون اين كه متوجه شود.

رييس انجمن مديران مهدهاي كودك با تأكيد بر لزوم فراهم كردن فرصت‌هاي متنوع و متعدد يادگيري در مهدهاي كودك، گفت: در مهدهاي كودك مي‌توان از طريق بازي، مشاهده، نمايش، سرود، قصه‌گويي و بسياري برنامه‌هاي ديگر عادت مفيدي را در كودكان ايجاد كرد؛ به عنوان مثال نحوه تندرستي، نحوه رعايت بهداشت، حس تعاون و نوع دوستي را آموخت.

به گفته وي بازي‌هاي تصوري مانند خاله بازي، ماشين بازي موجب مي‌شود كودك اين فرصت را بيابد كه به درستي نحوه رفتار صحيح را بياموزد.

دعايي خاطرنشان كرد: يكي از وظايف مهم مهدهاي كودك پرورش حس اعتماد به نفس و امنيت خاطر است چرا كه مربي پس از جدايي كودك از مادر وظيفه ايجاد اين حس را دارد.


كودك بايد بياموزد با استفاده از لغات صحيح و صحبت كردن به جاي استفاده از چنگ و دندان، خواسته خود را مطرح كند

وي افزود: كودك در مهد نظم پذيري، گسترش گنجينه لغايت از طريق قصه‌گويي، شعر خواني را مي‌آموزد و مربي نيز در صحبت با كودك نبايد لغات عاميانه به كار برد ؛ بلكه كودك بايد بياموزد با استفاده از لغات صحيح و صحبت كردن به جاي استفاده از چنگ و دندان، خواسته خود را مطرح كند.

رييس انجمن مديران مهدهاي كودك با بيان اين كه در مهد كودك زبان گفتاري، ذهني، عاطفي و اجتماعي كودك رشد مي‌يابد، گفت: پرورش و رشد مهارتهاي جسماني، تعادل و هماهنگي ميان اعضاي بدن، آموزش مفاهيم رياضي و علوم و غيره از ديگر كاركردهاي مهدهاي كودك است.


الگوگيري در كودكان پيش از دبستان بسيار چشمگير است


هويت جنسي كودك از سن 5/2 سالگي شكل مي‌گيرد

دكتر سيامك طهماسبي، مدرس دانشگاه نيز در خصوص ويژگي‌هاي آموزش مناسب در مهدهاي كودك، گفت: در مهدهاي كودك بايد رشد همه جانبه كودك به نحوي انجام شود كه او ضمن آشنايي با هنجارهاي جامعه، استعدادهايش شكوفا شود و مهارت زندگي را بياموزد.

وي تصريح كرد: الگوگيري در كودكان پيش از دبستان بسيار چشمگير است؛ بگونه‌اي كه نحوه گويش و حركات مربي را مي‌آموزد و در آينده با مناسب شدن موقعيت، آن رفتار و گفتار را تكرار مي‌كند.

طهماسبي با تاكيد بر اهميت مهارت مربي در برخورد با كودك افزود: مربي بايد با انعطاف پذيري كودك درونش را در موقعيت‌هاي مناسب فعال كند.

به گفته وي همانندسازي در دوران پيش از دبستان اهميت بسياري دارد و چنانچه والدين در ارائه الگوي مناسب رفتاري ناتوان باشند مربي جبران كمبودها را مي‌كند.

اين مدرس دانشگاه يادآور شد: از سن 5/2 سالگي هويت جنسي در كودك شكل مي‌گيرد و در اين زمان دست به كارهاي جديد مي‌زند كه اگر مربي نحوه صحيح برخورد با اين رفتارهاي كودك را نداند موجب ايجاد احساس گناه در كودك و در نتيجه فراهم شدن زمينه آسيب شناختي در او مي‌شود.


بهترين سن ورود كودكان به مهد پايان دو سالگي است

دعايي، رييس انجمن مديران مهدهاي كودك هم در ادامه با اشاره به نتايج تحقيقاتي در خصوص اهميت و جايگاه مهدهاي كودك گفت: مادر كودك نيز به عنوان نيروي جوان و جوياي كار بايد فرصت زندگي داشته باشد كه با سپردن كودك خود به مهد فرصت مناسبي پيدا مي‌كند تا با فراغت چند ساعته ضمن اين كه خودش به افزايش مهارت‌هايش بپردازد، امكان رسيدگي به همسرش را با آرامش تمام پيدا كرده و در عين حال به علت دوري چند ساعته از كودك خود دلتنگ وي شده و مهربانتر با كودكش رفتار مي‌كند.

به گفته وي از اين طريق ديگر لازم نيست تمام 24 ساعت شبانه روز را با دوست داشتني‌ترين موجود زندگيش باشد و در اين زمان كلماتي را به كار ببرد كه شايد اگر خسته نبود هيچگاه اين الفاظ را به كار نمي‌برد.

رييس انجمن مديران مهدهاي كودك يادآور شد: متاسفانه يكي از اولويت‌هاي فراموش شده در برنامه‌ريزيهاي كلان كشور آموزش قبل از دبستان است كه حتي كنوانسيون حقوق كودك نيز بر اجباري بودن آموزش از ابتدايي براي كليه كودكان تاكيد كرده است.

دعايي، رييس انجمن مديران مهدهاي كودك با اشاره به انواع بازي مناسب براي گروه‌هاي سني مختلف كودكان، گفت: از زمان تولد تا پايان دو سالگي كودكان به صورت انفرادي بازي مي‌كنند و نياز به همبازي ندارند، بلكه نياز به تعامل با والدين را بيشتر نشان مي‌دهند؛ از اين سن تا پايان سه سالگي كودك، به بازي موازي در كنار همبازي مي‌پردازد ولي آنقدر خود محور است كه هنوز خيلي نياز به بازي مشترك ندارد.

وي تصريح كرد: پس از پايان سه سالگي بازي اشتراكي اهميت پيدا مي‌كند و در عين حال در زمان بازي با همسال بسيار دعوا مي‌كند؛ چرا كه براي درك نقطه نظر همبازي به رشد ذهني كامل نرسيده است.

به گفته دعايي در حدود سن 6 سالگي به بالا، كودك وارد بازي گروهي مي‌شود و مي‌تواند با موفقيت بازي و از نظر ذهني نقطه نظر خود را با گروه هماهنگ كند . در اين سن كمتر دعوا مي‌كند و به بازي‌هاي قاعده‌دار علاقه دارد.

وي ياد آور شد: سني كه كودك نياز به بازي موازي پيدا مي‌كند يعني پايان دوسالگي، سني مناسب براي ورود كودك به مهد است و از آنجا كه محيط خانه كاملا مناسب براي تجربه‌اندوزي نيست و مرتب «نكن گفتن‌هاي » بزرگترها بيشتر مي‌شود، در مهد كودك مجهز، نبايدها به حداقل رسيده و كودك بايدها را تجربه مي‌كند.


برنامه آموزشي هماهنگي براي مهدهاي كودك وجود ندارد

پروانه زرپوش، مدرس دانشگاه نيز در ادامه ميزگرد ايسنا با بيان اين كه برنامه آموزشي هماهنگي براي گروههاي سني مختلف در مهدهاي كودك وجود ندارد، به بررسي چالشها و مشكلات مهدها پرداخت و گفت: تدوين مطالب آموزشي در مهد كودك، حد، فضا و مكان آموزشي مناسب، ‌ديدگاه مدير و مربي در اثرگذاري مطالب ارائه شده اهميت بسياري دارد.

وي در خصوص اين كه در چه شرايطي خانواده تمايل به سپردن فرزندش به مهد كودك پيدا مي‌كند، افزود: اگر خانواده تغيير و بهتر شدن كودكش را در نتيجه رفتن به مهد احساس كند حتي در صورت نداشتن توان مالي همچنان او را به مهد مي‌سپارد.

به گفته زرپوش ارتباط مطلوب و صميمي مربيان و مدير مهد با اولياء كودكان نيز در استفاده والدين از مهد كودك مؤثر است؛ همچنين بايد با برقرراي ارتباط مطلوب با كودك، آمدن به مهد را براي وي لذت‌آور كرد.


مهد كودك محل مناسبي براي كشف انواع سوء رفتارهاي احتمالي والدين است

اين مدرس دانشگاه و مربي مهد كودك با بيان اين كه مهد كودك محل مناسبي براي كشف انواع سوء رفتارهاي احتمالي از سوي والدين با يكديگر و يا عليه كودك است، افزود: كودكان در صورتي كه شب گذشته شاهد پرخاشگري والدين با يكديگر باشند، ناخواسته آن را در رفتار پرخاشگرانه مشابه عليه همسالان خود و يا در قالب نقاشي نشان مي‌دهند.

دعايي، رييس انجمن مديران مهدهاي كودك نيز با اشاره به مشكلات پيش روي مديران مهدهاي كودك، در زمينه پايين بودن اعتبارات گفت: آرامش مديران مهدهاي كودك براي مديريت مهد بايد از طريق تأمين هزينه واقعي به منظور اداره مهد فراهم شود.


معافيت از ماليات در مورد مهدهاي كودك اجرا نمي‌شوند

وي تصريح كرد: پايه شهريه‌ها آنقدر پايين است كه هزينه واقعي با دريافتي‌ها هماهنگ نيست و به جاي كاهش كيفيت آموزشي و تغذيه كودكان از حقوق مربيان مايه مي‌گذاريم.

دعايي افزود: در عين حال معافيت از ماليات در مورد مهدهاي كودك اجرا نمي‌شوند و شهريه‌ها نيز واقعي نيست.


شمار كودكان زير6سال تحت پوشش آموزش قبل از دبستان در كشورهاي پيشرفته دنيا به 95 درصد رسيده است

محمد حسين جوادي، مديركل دفتر كودكان و نوجوانان سازمان بهزيستي هم در ادامه اين ميزگرد با اشاره به اين كه 50 درصد شاخص‌هاي حوزه سلامت مربوط به شاخص‌هاي اجتماعي است، افزود: پيش از اين 70 درصد كودكان زير 6 سال كشورهاي پيشرفته دنيا تحت پوشش خدمات آموزش قبل از دبستان قرار داشتند كه اين رقم در حال حاضر به بالاي 95 درصد رسيده است؛ چنانچه ميزان كودكان تحت پوشش آموزش‌هاي پيش از دبستان در كشور ژاپن 98 درصد و ويتنام 50 درصد است.

وي با اشاره به تاريخچه مهدهاي كودك در كشور ما اظهار كرد: براي اولين بار در سال 1310 ميسيونرهاي مذهبي در سطح دولتي مجوز ايجاد مهد كودك را دريافت كردند.


سند مدوني در خصوص رشد و تكامل كودكان در كشور وجود ندارد

جوادي افزود: تا كنون موضوع حمايت از سالمندان و معلولان در قوانين كلان كشور مورد توجه قرار گرفته و اين در حاليست كه سند مدوني در خصوص رشد و تكامل كودكان در كشور وجود ندارد.

مديركل دفتر كودكان و نوجوانان سازمان بهزيستي با بيان اين كه در حال حاضر بيش از 10 هزار و 500 مهد زير پوشش بهزيستي قرار دارند افزود: اين رقم اگرچه نسبت به 5 سال گذشته رشد خوبي داشته است ولي تنها نزديك به 500 هزار كودك را تحت پوشش قرار مي‌دهد كه اين تعداد در مقايسه با رقم 7 ميليوني كودكان كشور تنها 7 درصد كودكان را شامل مي‌شود.


بايد هر ساله شاهد رشد 13 درصدي كودكان تحت پوشش خدمات مهدهاي كودك باشيم


يك دلار سرمايه‌گذاري براي كودكان، 7 دلار بازدهي در بزرگسالي در پي دارد

وي افزود: بر اساس سند چشم انداز 20 ساله كشور ايران بايد به كشور اول در سطح منطقه به لحاظ شاخص‌هاي فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و غيره بدل شود و همچنين براساس برنامه چهارم توسعه تا پايان سال 88 ، ميزان كودكان زير شش سال تحت پوشش مهدهاي كودك بايد به 20 درصد برسد و اين اهداف در صورتي كه دولت حمايت جدي از اين موضوع نداشته باشد، محقق نمي‌شود.

به گفته جوادي براي دستيابي به اهداف برنامه چهارم توسعه بايد هر ساله شاهد رشد 13 درصدي كودكان تحت پوشش خدمات مهدهاي كودك باشيم.

مدير كل دفتر كودكان و نوجوانان سازمان بهزيستي خاطرنشان كرد: براساس بررسي‌هاي جهاني يك دلار سرمايه‌گذاري براي كودكان، 7 دلار بازدهي در بزرگسالي در پي دارد و چنانچه سرمايه‌گذاري در اين دوران صورت گيرد از صرف هزينه در زمينه كنترل آسيب‌ها و نو آسيب‌ها در سنين نوجوانان مي‌كاهد.

جوادي با اشاره به وجود 5 هزار روستا مهد در كشور افزود: 40 هزار روستا با جمعيت بالاي 20 خانوار در كشور وجود دارد.

وي خاطرنشان كرد: بيش از 6 ميليون نفر در حاشيه شهرها ساكن هستند كه در سال جاري 4 ميليارد تومان جهت پرداخت بخشي از شهريه كودكان نيازمند، اختصاص يافته است.


مجموع اقدامات انجام يافته براي بهبود اوضاع

مدير كل دفتر كودكان و نوجوانان سازمان بهزيستي از امضاي تفاهم‌نامه همكاري ميان سازمان بهزيستي و وزارت بهداشت و درمان به منظور معاينه، آموزش و بهداشت و درمان دهان و دندان كودكان در مهدهاي كودك خبر داد و گفت: مقرر شده است با هماهنگي وزارت جهاد كشاورزي، شير يارانه‌اي ميان مهدهاي كودك توزيع شود.

جوادي افزود: پيشنهادي مبني بر توزيع رايگان ميان وعده بين كودكان مهدهاي كودك به خصوص حاشيه شهرها و مناطق آسيب خيز ارائه شده است.

وي با بيان اين كه اكثر آسيب‌هاي اجتماعي مربوط به حاشيه شهرهاست افزود: پيش‌بيني شده است 90 مهد كودك با مشاركت بخش خصوصي و از طريق پرداخت وام بلاعوض در حاشيه شهرها و استان‌هاي با سطح آسيب خيزي بالا احداث شود.

جوادي ياد آور شد: متاسفانه پژوهش در حوزه آسيب‌هاي اجتماعي بسيار و اين درحاليست كه به آموزش قبل از دبستان توجهي صورت نگرفته است، بنابراين در جهت ارتقاي پژوهش‌ در اين زمينه موافقتنامه‌هاي ميان دانشگاههاي مربوطه تنظيم و بودجه‌اي نيز به اين منظور در نظر شده است.

مديركل دفتر كودكان و نوجوانان سازمان بهزيستي خاطرنشان كرد: ارائه آموزش‌هاي يكپارچه در سطح مهدهاي كودك اهميت بسياري دارد؛ چراكه موجب افزايش كيفيت خدمات مي‌شود و اين درحاليست كه به اين موضوع توجه جدي صورت نگرفته است.


تدوين طرح «يكسان سازي محتواي آموزشي» در مهدهاي كودك

وي در ميزگرد ايسنا همچنين در پاسخ به مشكلات آموزشي پيش روي مهدها، از تدوين طرح «يكسان سازي محتواي آموزشي» در مهدهاي كودك خبر داد و افزود: در تلاشيم با استفاده از زمينه‌هاي مختلف فرهنگي ،‌ اجتماعي مناطق كشور تا پايان برنامه چهارم توسعه، محتواي آموزشي مهدهاي كودك را يكپارچه و هماهنگ كنيم.


امنيت شغلي مديران و مربيان مهدهاي كودك بايد تأمين شود

ماليات و حق بيمه سهم كارفرما از مهدهاي كودك به عنوان مراكز آموزشي هنوز معادل واحدهاي خدماتي و تجاري اخذ مي‌شود
جوادي يكي از مشكلات موجود را در معرض آسيب بودن مربيان مهدهاي كودك دانست و افزود: 32 هزار و 50 مدير در مهدهاي كودك كشور شاغل هستند كه دولت بايد برنامه‌هايي براي حمايت از مربيان و امنيت شغلي آنان فراهم كند.
وي خاطرنشان كرد: با وجود اين كه مهدهاي كودك از مراكز آموزشي هستند، ولي ماليات و حق بيمه سهم كارفرما معادل واحدهاي خدماتي و تجاري اخذ مي‌شود كه بر اساس مذاكرات صورت گرفته با رياست جمهوري موافقت‌هايي در خصوص احتساب مهدها جزو مراكز آموزشي صورت گرفته است.
شهريه نادرست مهدها فرصت سوءاستفاده را فراهم مي‌كند
مدير كل دفتر كودكان و نوجوانان سازمان بهزيستي خاطرنشان كرد: شهريه مهدها بايد به صورت منطقي ديده شود. چرا كه در صورتي كه اين شهريه درست تعريف نشود فرصت سوء استفاده را ايجاد مي‌كند.
جوادي افزود: با وجود آن كه اغلب مهدهاي كودك تعرفه‌هاي مربوط به شهريه را رعايت مي‌كنند، ولي مهدهايي نيز از اين تعرفه‌ها تخطي كرده و رقم‌هاي بالايي را از والدين اخذ مي‌كنند كه در صورت منطقي شدن و ايجاد تناسب ميان شهريه و هزينه‌ها امكان نظارت جدي و كنترل متخطيان فراهم مي‌شود.
تدوين سند ملي رشد و تكامل يكپارچه كودكان خردسال
مدير كل دفتر كودكان و نوجوانان سازمان بهزيستي از تدوين سند ملي رشد و تكامل يكپارچه كودكان خردسال با همكاري يونيسف خبر داد و افزود: اين سند به طور مشترك از سوي سازمان بهزيستي، وزارت بهداشت، وزارت آموزش و پرورش، سازمان نهضت سوادآموزي در حال تدوين است و بيش از 50 درصد كار انجام شده است كه تا پايان برنامه چهارم توسعه نهايي خواهد شد.
وي با بيان اين كه متاسفانه مهد كودك به عنوان ابزار لوكس تلقي مي‌شوند، افزود: مهد كودك ضمن آموزش مناسبات اجتماعي به كودكان، نيازهاي شخصي آنها را برآورده كرده و هوش هيجاني آنها را كنترل مي‌كند، تا اين كودكان به عنوان افرادي كارآمد در جامعه حضور داشته باشند.
منبع : ایسنا


" صندوق كودكان سازمان ملل " یا " یونیسف " در ]] زبان عربی ]] به ،منظمة الأمم المتحدة للطفولة در ]] زبان چینی ]] به联合国儿童基金会 ]] زبان فرانسوی ]] به Fonds des Nations Unies pour l'enfance ]] زبان اسپانیایی ]] به Fondo de Naciones Unidas para la Infancia ]] زبان روسی ]] به Детский фонд Организации объединённых наций معروف است. این صندوق در ]] 11 دسامبر]] 1946 توسط مجمع عمومی سازمان ملل تاسیس شد در سال 1953 نام این صندوق از " صندوق بین المللی اضطراری كودكان سازمان ملل به نام فعلی تبدیل گردید ولی بیشتر آنرا با نام اختصاری یونیسف می شناسند . ستاد یا مقر یونیسف در نیویورك بود و وظیفه آن كمك رسانی به كودكان و مادران ابعاد انسانی و توسعه در كشورهای در حال توسعه بوده است . یك آژانس كه با بودجه داوطلبانه اداره می شود با عنوان یونیسف برمشاركت مالی دولتها و بخش خصوصی و آحاد مردم تكیه دارد . برنامه های این نهاد برسرویس رسانی جامعه در حال توسعه برای پیشرفت سلامت و رفاه كودكان بوده است تاكید داشته است . در سال 1965 جایزه صلح نوبل و جایزه پرنس اطریش را در سال 2006 برده است . در ایالات متحده ، كانادا و برخی كشورهای دیگر یونیسف را بخاطر برنامه"Trick-Or-Treat for UNICEF" یا همان برنامه جمع آوری اعانه از خانه ها می شناسند . مدیر عامل آژانس یونیسف كارول بلامی كه پیش تر وزیر كشاورزی ایالات متحده بود در پایان دوره كاری خود جایش را به آن و نمان داد و او از ماه می سال 2005 با هدف افزایش تمركز سازمان بر اهداف توسعه هزاره این شغل را آغاز نمود .

فهرست مندرجات

[مخفی شود]

[ویرایش] اولویت ها

یونیسف عمدتا در نواحی فقیرتر آفریقا فعالیت می كند اگر چه كمك رسانی را به سراسر جهان در دستور كار دارد . در حال حاضر یونیسف 5 اولویت اساسی را دنبال می كند : بقاء رشد كودكان آموزش وتحصیلات پایه و برابری جنسی ( شامل تحصیل برای دختران ) ، حفاظت از كودكان در برابر خشونت ، سوء استفاده و تجاوز ، HIV / ایدز و سیاست حمایت از مشاركت در حقوق كودكان . حوزه های عملكرد یونیسف شامل رشد در دوران كودكی ، تحول و مشاركت در دوران جوانی و مهارتهای زندگی بر اساس آموزش و تحصیل می باشد . یونیسف برای پیشبرد وضعیت مشاركت كودكان از 14 روش [؟] استفاده می كند . از مداخله مستقیم و قانونی گرفته تا آموزش وتحصیل و حتی تحقیق و جمع آوری داده های مورد اجماع .

[ویرایش] تحصیل

بی شك تحصیل سبب ارتقاء زندگی عموم مردم و از جمله كودكان می شود تحصیل زنان جوان به آنها دید روشنی در مورد نسلهای فعلی و آینده می بخشد و اثرات خاصی براولویت های یونیسف خواهد داشت . مثل بقای كودكان ، كودكان در خانواده ، مصون سازی و حفاظت از كودكان .

"هدف یونیسف رهنمون شدن دختران بیشتر به مدرسه و اطمینان از باقی ماندن آنها در مدرسه و تجهیزاتشان به ابزار اساسی موفقیت آفرین در زندگی اش می باشد . و بعنوان بخشی از تلاش برای تضمین بهره مندی دختران و پسران از حق آموزش از استراتژی تسریع پیشرفت در ثبت نام دختران در 25 كشور برگزیده طی سالهای 2002 تا 2005 استفاده می كند.

[ویرایش] مصون سازی مثبت

مصون سازی روش مستقیمی است كه برای ارتقا سلامت بچه ها در 20 سال اخیر در سراسر دنیا به كار گرفته شده است اما هر سال بیش از 2 میلیون كودك در اثر امراضی كه با واكنش ارزان قیمتی قابل پیشگیری هستند جان خود را از دست می دهند . مقصود از مثبت در این روش مصون سازی مضاعفی است كه می توان با واكسیناسیون همراه كرد . از آموزش مصرف مكمل های غذایی گرفته تا روشهای مبارزه با حشرات خطرناك كه جملگی از روشهای تاثیرگذار برای حفظ سلامت كودكان هستند . [۱]


[ویرایش] حفاظت از كودكان

هر روز بچه ها را وادار می سازند به نیروهای نظامی بپیوندند خود فروشی نمایند در كارگاه ها به كارهای سخت بپردازند و بعنوان خدمتكار مشغول به كار شوند. از بچه ها سوء استفاده می شود ومورد خشونت قرار می گیرند و نتیجه اینكه افرادی بیسواد سالم و فقیر خواهند شد . یونیسف به طرق مختلف كار می كند تا از حقوق بچه ها حفاظت و حمایت نماید و مانع از به خدمت گیری آنان در جنگ ها به كارگماردن آنان در بخشهای دولتی و خصوصی و گروههای مدنی گردند . دركنار این تلاش ها یونیسف از شبكه اطلاعاتی حقوق كودكان كه یك شبكه بین المللی است حمایت می كنند .

[ویرایش] HIV /AIDS

اینك 10 میلیون كودك در اثر بیماری ایدز بی سرپرست شده اند . پیش بینی می شود كه تا سال 2010 فقط در نواحی صحرای آفریقا بیش از 10 میلیون كودك در اثر ایدز والدین خود را از دست بدهند نیمی از مردم آلوده به این عفونت های جدید مردم زیر 25 سال هستند و البته دختران و افراد جوانترایشان بیش از پسران در معرض خطر قرار دارند . تلاش برای حمایت از كودكان بی سرپرست سپردن بچه ها به دیگران و ارائه خدمات به جوانان حساس و پشتیبانی از محیط های خانوادگی اجتماعی و قانونی از جمله تلاش های یونیسف هستند . این نماد برنامه های چندی راهم برای كنترل رفتارهای جنسی كودكان به صورت اینترنتی و غیر اینترنتی دردست اجرا دارد . [۲]

[ویرایش] اوان دوران كودكی

هر كودك باید بهترین شروع زندگی را داشته باشد چرا كه آینده آنان را و در واقع آینده جوامع ایشان و كشورشان كلا به این برهه بستگی دارد . www.unicef.org/earlychildhood

یونیسف یك روش فرآیند كلی مبتنی بر مدارك عینی را برای دوران آغاز زندگی بچه ها دنبال می كند كه شامل اصول زیر می باشد:

  • پیشگیری و درمان شامل ایمن سازی ، تغذیه مناسب ، آب سالم ، و بهداشت اولیه می بایست برای كودكان مراقبان آنها و جامعه ای كه آنها در آن زندگی می كنند فراهم می آید.
  • بچه ها باید در بدو تولد شناسنامه دریافت كند و از سوء استفاده و بی توجهی در امان بمانند وبا عشق و مراقبت های روانی و اجتماعی رشد كرده و از امكانات تحصیلی برخوردار باشند .
  • دختران و زنان به طور خاص باید از تغذیه ، مراقبتهای بهداشتی ، تحصیل و پشتیبانی خانواده برخوردار بوده و به حقوق ایشان احترام گذاشته شود آنها نیازمند اطلاعات در مورد سلامت و ریسكهای زندگی در مورد خویش و فرزندانشان در اثر تعد بارداری و شیردادن به نوزادهایشان هستند .

[ویرایش] استنباط عمومی

یونیسف یك سازمان جهانی است كه به كودكان و امور ایشان می پردازد . بیش از 60 سال از تاسیس این نماد می گذرد و به مرجع اول ]]سازمانهای دولتی و غیر دولتی (NGO) [[تبدیل شده است وبیش ازهر سازمان دیگری به جمع آوری اطلاعات و تحقیق در مورد كودكان اهتمام دارد و راجع به ابعاد مختلف سلامت و محیط های زندگی كودكان می پردازد . همچنین در سراسر دنیا هدایت كمك های مالی را برای كودكان نیازمند به عهده دارد . اما گروه ها ، دولتها و افراد بسیاری یونیسف را مورد انتقاد قرار داده اند كه چرا در تامین نیازهای گروه خود و تامین منافع آن ناتوان مانده است از جمله انتقادات اخیر از یونیسف می توان به شكست این نهاد در مقابله با برده داری در سودان ، سیاست آن در امر مقابله با ترویج مصرف غذاهای تكمیلی بجای شیرمادر در بیمارستان های كشورهای در حال توسعه و توسل به كنواكسیون حقوق كودك سال 1990 كه تمام كشورهای دنیا به جز ایالات متحده و سومالی آنرا تصویب كرده اند ، اشاره كرد. یونیسف بر خلاف سازمان های غیر دولتی یك سازمان بین دولتی است و لذا برای دولت ها از اعتبار خاصی برخوردار است و به همین خاطر در تمام كشورهای دنیا فعالیت دارد و حتی گاهی از نقص حقوق بشر در كشورهای دنیا سخن می گوید . یونیسف بخاطر وجود برخی گرایش های سیاسی هم مورد انتقاداست در حالی كه هدف این نهاد تامین بودجه برای سازمانهای صرفا غیر سیاسی است در گزارش سازمان های غیر دولتی اخیرا اسرائیل از حمایت یونیسف از گروه فلسطین PYALARA انتقاد نموده است اگر چه یونیسف در دفاع از خود عنوان داشته كه این گروه حمایت از كودكان بی سرپرست و بمباران شده فلسطینی را به عهده دارد . [۳]

كلیسای كاتولیك نیز از یونیسف بخاطر رد هدایای واتیكان انتقاد نموده و نیز به گزارشات انجمن زندگی آمریكایی استناد كرده كه بخشی از بودجه این نهاد صرف ( امور بهداشتی ) و جراحی و سقط جنین می شود دلیل این انتقادها و محكومیت ها آن است كه یونیسف اطلاعات زیادی را در مورد اقدامات احتمالی در مورد دختران كه در جنگ های داخلی در خطر و تهدید تجاوز سربازان قرار دارند منتشر می كند و آموزش مقابله با ایدز و كاهش زایمان های ناخواسته را در دستور كار دارد . [۴].

[ویرایش] پشتیبانی مالی

در 7 سپتامبر 2006 توافقنامه ای بین یونیسف و باشگاه اسپانیایی ( اف . سی بارسلونا ) منعقد شد كه به موجب آن این باشگاه 7/0 درصد از درآمد خود را بمدت 5 سال به این سازمان اهدا كنند. علاوه بر آن باشگاه از [[ لوگوم تبلیغاتی UNICEF برروی پیراهن خود استفاده می نماید . این نخستین باری است كه سازمان از چنین اسپانسری برخوردار شده است ضمن اینكه این نخستین باری است و باشگاه در طول تاریخ خود از مارك سازمانی دیگر برروی پیراهنش بهره می گیرد .

[ویرایش] صندوق اعانات یونیسف

از سال 1950 كه گروه كودكان در فیلادلفیای پنسیلوانیا 17 دلار در هالووین به قربانیان پس از جنگ جهانی دوم كمك كرد و تهیه صندوق اعانه یونیسف در دستور كار این سازمان قرار گرفت و در آمریكای شمالی در فصل شكار مراسم كمك به یونیسف به یك رسم تبدیل شده است این ”صندوق های جمع آوری” اعانه كودكان فقیر مدارس و سایر نقاط (مثل هالمارك كمك كرده و مبالغ گرد آمده تا قبل از 31 اكتبر به بچه ها می رساند . تاكنون این صندوق در حدود 91 میلیون دلار ( دلار كانادا ) و 132 میلیون [[ دلار آمریكا در این دوكشور جمع آوری كرده است . [۵]

[ویرایش] همچنین رجوع كنید به

به گزارش خبرگزاري فارس از تبريز، «جبار باغچه‌بان» معلمي است مبتكر و دلسوز، هنرمندي متعهد، نويسنده‌اي متبحر، وطن‌دوستي مومن، و حتي خبرنگاري توانا، اينها گوشه‌اي از توانمندي‌هاي مردي است كه عرصه دانش‌آموزي ما مديون زحمات و همت و پشتكار اوست. هم او كه روش نويني را در امر دانش‌آموزي به كودكان، بنيان نهاد، هرگز از مرارت‌ها و ملالت‌ها، خم به ابرو نياورد و به رغم سختي‌ها و تنگ نظري‌ها در آسمان فرهنگ و ادب ايران، جاودانه شد. او به راستي «باغچه‌بان» گلهاي علم و معرفت ايران زمين شد.
«جبار عسگرزاده» در سال 1264 هجري شمسي (1885 ميلادي) در يك خانواده‌ي اصيل ايراني، زحمتكش در شهر ايروان ( پايتخت كنوني نخجوان) چشم به جهان گشود.
پدرش «رضا شاطر» مثل آن هزاران نفري كه براي يافتن كار، خانه و كاشانه خود در شهر تبريز را ترك كرده بودند، به آن سوي «ارس» كوچ كرده بود. رضا شاطر به كارهاي مختلفي از قنادي و بنايي گرفته تا مجسمه‌سازي مي‌پرداخت و با وجودي كه سواد چنداني نداشت، در نقل و روايت اشعار و داستان‌هاي فولكلوريك و عاميانه، مهارت شگفت‌انگيزي داشت. «جبار» نيز در چنين خانواده‌اي به دنيا آمد كه اساس آن را فرهنگ زيباي ايراني و آذربايجاني تشكيل مي‌داد. «ميرزا جبار» بيشتر از 15 سالگي نتوانست تحصيلات خود را ادامه دهد چرا كه به دليل مشكلات اقتصادي مجبور به ترك تحصيل و كار در كنار پدر گرديد.
هنوز 20 ساله نشده بود كه به خاطر يك جريان سياسي، به زندان افتاد. اما از آنجائي‌كه خميره روح وي از تلاش و كار و فرهنگ ساخته شده بود بيكار ننشست و در داخل زندان هم دست به انتشار يك مجله فكاهي به نام «ملاباشي» زد. اكثر مطالب جمله و همه تصاويرش را او خود مي‌كشيد و براي فروش به بيرون از زندان مي‌فرستاد. او بعد از آزادي از زندان، به كار آموزش دختران آشناهاي خود ( كه در آن زمان درس‌ خواندن آنها كفر محسوب مي‌شد) پرداخت. در همين دوران بود كه اولين داستانهاي منظوم خود به نام «قيزللي يارپاق» (برگ طلايي)، و «بايرامچيليق» (مژده‌رساني عيد) را چاپ و منتشر كرد.
همكاري با مجله معروف و پرآوازه «ملانصرالدين» كه از سال 1905 توسط ميرزا جليل محمد قلي‌زاده، و با همكاري شاعران و نويسندگاني نظير «ميرزا علي اكبر صابر» و «محمد سعيداردوبادي» و «عظيم عظيم‌زاده» نقاش در تفليس به چاپ مي‌رسيد، از جمله ديگر زواياي زندگي ميرزا جبار عسگرزاده است.
در همين زمان، او به اتفاق چندتن از دوستان نزديك خود اقدام به نشر يك مجله فكاهي ديگر به نام «لك‌لك» زد كه به مطالب آن را به زبان تركي آذربايجاني منتشر مي‌كرد. «جبار»، اشعار، داستانها و نمايش‌‌نامه‌هاي خود را به نام‌هاي مستعار «عاجز» «محكمه پيشيگي» (گربه عدالت‌خانه)، چاپ مي‌كرد.
با شروع جنگ جهاني اول، و بروز مشكلات سياسي در منطقه قفقاز او به تركيه مهاجرت كرد. چندي نگذشت كه به دليل لياقت و پشتكاري كه از خود نشان داد به به عنوان فرماندار شهر «ايگدير» منصوب شد. اما چندي بعد، دوباره به قفقاز بازگشت و بعدها به همراه خانواده‌اش، عزم بازگشت به سرزمين‌هاي آباء و اجدادي خويش گرفت و در سال 1298 از طريق مرز جلفا، وارد شهر مرند شد.
«ميرزا جبار» پس از ورود به مرند، در مدرسه «احمديه» اين شهر مشغول تدريس شد و ديري نگذشت كه به خاطر تلاش و ابتكاري كه در آموزش كودكان پيشه خود ساخته بود توجه و علاقه بسياري از اهالي را به خود جلب كرد. نگارش و اجراي نمايشنامه‌هاي مختلف بر محبوبيت و شهرت او افزود، به گونه‌اي كه اقدامات و شيوه‌هاي او در جلب علاقه‌مندي دانش‌آموزان به علم و دانش، مدير كل معارف وقت آذربايجان را هم تحت تاثير قرار داد و از «جبار عسگرزاده» خواست تا كار خود را در شهر تبريز ادامه دهد. ميرزا جبار با نگاهي تيزبينانه و دلسوزانه دريافت كه شيوه‌اي كه تا آن روز در مكتب خانه‌ها و مدارس ايران به كار گرفته مي‌شود بسيار نارسا و براي كودكان بسيار مشكل است، بنابراين شيوه‌اي را ابداع كرد كه اين مشكل را برطرف مي‌كرد. او كتاب آموزشي خود را براي اولين‌بار با عنوان « برنامه كار آموزگار» منتشر كرد و بدينسان تحولي عظيم را در مدارس كشور بنيان نهاد. «الفباي آسان»، «متد تركيبي» يا روش باغچه‌بان، از ديگر آثار مكتوب و علمي باغچه‌بان بودند كه در تبريز منتشر شده و تاثير بسياري بر نحوه و سبك‌هاي‌ آموزشي گذاشت. در شيوه‌ي باغچه‌بان، ابتدا كل كلمه را كه به آن كليد كلمه گفته مي‌شود، به دانش‌آموز نشان داده و پس از آن حروف جديد را به كودك مي‌آموختند. در واقع با اين شيوه، كل و جزء كلمه همزمان به كودك آموخته مي‌شود كه شيوه‌اي نو، بديع و آسان بود.

*تاسيس اولين كودكستان
«ميرزا جبار» از اينكه ساعات و روزهاي كودكان ايران تا 8-7 سالگي به بيهودگي و بطالت مي‌گذرد احساس خوبي نداشت. بنابراين نخستين كودكستان را در شهر تبريز بنيان نهاد. 23 ارديبهشت ماه 1303، كودكستان «باغچه‌ اطفال» در محله مقصوديه تبريز (كوچه انجمن)، پذيراي كودكان و به قول وي، گلهاي معطر زندگي بود. از همين تاريخ بود كه او نام خود را از عسگرزاده به «باغچه‌بان» تغيير داد و به تربيت و پرورش و نگه‌داري از اين گلها مشغول شد. در همين كودكستان، چند كودك ناشنوا هم نام‌نويسي كرده بودند و فكر و ذكر جبار را به خود مشغول ساخته بودند. او شبانه روز در فكر شيوه‌اي بود كه بتواند به اين كودكان خواندن و نوشتن بياموزد.
موضوعي كه هرگاه آن را به كسي بازگو مي‌كرد، او را مسخره مي‌كردند، اما بي‌سوادي آن كودكان او را رنج مي‌داد. او در جريان كار خود با كودكان ناشنوا به تجربيات جديدي دست يافت و با استفاده از اين تجربيات «الفباي دستي‌گويا» را كه در نوع خود بي‌نظير بود بر اساس نوع صداها و اشكال متنوع حروف ابداع كرد. در سال 1305 و در حاليكه به موفقيت‌هايي نيز در اين زمينه دست يافته بود مورد غضب رئيس فرهنگ وقت آذربايجان قرار گرفت. رئيس فرهنگ جديد، دستور انحلال مدرسه كر و لال‌ها را صادر كرد. او حتي از باغچه‌بان و دانش‌آموزانش خواست در مدرسه خود، فقط به زبان فارسي سخن بگويند. موضوعي كه براي كودكان آن دوران بسيار سخت بود. اما باغچه‌بان هرگز تن به اين خواسته نداد. او در سايه‌ تجربيات شخصي، به كار خود ايمان داشت و با پي‌بردن به نقش حس باصره و لامسه، در آموزش زبان به ناشنوايان، شيوه‌ي نويني را در اين رابطه بنيان نهاد.
وي در برابر شور و هيجان خود و توجيه و توضيح طرح‌هاي خود به رئيس فرهنگ با اين پاسخ دلسرد كننده روبرو شد كه، «اگر تو چنين استعداد و قدرتي داري كه لال‌ها را زبان‌دار كني بهتر است زبان فارسي را در باغچه‌ اطفال بيشتر كني. ما به آموزش‌ زبان فارسي به اين مردم ترك‌زبان بيشتر نياز داريم تا زبان‌دار كردن كر و لاها»،اين سخنان و كارشكني‌ها هرگز باغچه‌بان را در راهي كه در پيش گرفته بود سست نكرد. بنابراين دو روز بعد، اعلاميه ثبت‌نام از كودكان كر و لال‌ براي آموزش را در جلو مدرسه نصب كرد. اين اعلان، سر و صداي بسياري به پا كرد تا آنجا كه يكي از دوستانش به او گفت: «تو دشمن آبروي خود هستي، چرا فكر نكردي كه يهودي‌ها با همه زرنگي‌هاشان نتوانسته‌اند در تبريز مغازه باز كنند، اين دكان چيست كه تو باز كرده‌اي؟! مگر تو پيغمبري كه مي‌خواهي لال‌ها را زبان‌دار كني؟ من تا به حال نماز نخوانده‌ام. اما امشب مي‌خوانم و از خدا براي تو شفا مي‌خواهم» و باغچه‌بان چه نيكو به او پاسخ گفت:« اين نخستين معجزه من كه آدم كافري مثل تو به خاطر من مسلمان شد»
در نهايت او به پيشنهاد رئيس فرهنگ شيراز، به اين شهر رفت و اقدامات اصلاحي و ابتكاري خويش را در اين شهر پي‌گرفت. تاسيس كودكستان، به كارگيري متد جديد آموزشي و ... هم در آنجا تاثيرات به‌سزايي بر جاي گذاشت.
باغچه‌بان، در سال 1311 به تهران آمد و كار خود را در مطب يكي از دوستان پزشك خويش پي گرفت. و حتي براي اين‌كار خويش در روزنامه اطلاعات آگهي داد، 8 ماه بعد، كه جلسه امتحان از كودكان كر و لال برگزار مي‌شد وزير فرهنگ نيز حضور داشت. او از نتيجه كار باغچه‌بان به شدت حيرت زده شد و مقرر نمود تا از همان تاريخ ماهانه به دبستان اعانه داده شود. و بدين‌ترتيب امتياز دبستان كر و لال‌هاي باغچه‌بان در آغاز سال 1313 شمسي صادر شد. در همين زمان او براي اولين‌بار دستگاهي به نام «تلفن گنگ» يا گوشي استخواني را اختراع كرد كه كرو لال‌ها با گرفتن ميله آن به دندان مي‌توانستند از طريق استخوان فك صورت، «ارتعاشات صوتي» را دريابند. اين دستگاه در 18 فروردين همان سال تحت شماره 118 در اداره ثبت شركت‌ها و علائم تجارتي و اختراعات به ثبت رسيد.
سالها بعد يعني از سال 1345 (سالي كه باغچه‌بان درگذشت!) رديف بودجه‌اي مستقل در لايحه بودجه كل كشور به نام دبستان كرو لال‌هاي باغچه‌بان گشايش يافت.
وي به كارهاي اجتماعي و فعاليت‌هاي عام‌المنفه نيز مي‌پرداخت. «جمعيت حمايت معلمين» و «جمعيت تئاتر» حاصل افكار بديع و همكاري و تلاش خستگي‌ناپذير وي است كه در تبريز تاسيس شدند. «جمعيت سلام»، جمعيت «گرامي‌‌داشت» از ديگر خدمات ارزنده‌ي وي بود كه آنها را به منظور تكريم بزرگان و تجليل از زحمت‌كشان جامعه تشكيل داد.
در اوايل سال 1332 اولين كلاس تربيت معلم ناشنوايان به همكاري دانشسراي مقدماتي در آموزشگاه باغچه‌بان گشايش يافت و بدين ترتيب اولين گام در راه آموزشي رسمي معلمان و كودكان استثنايي در كشور برداشته شد.
جبار در ماه‌هاي پاياني عمر خود جزوه‌اي تحت عنوان «آدمي اصيل» به رشته تحرير درآورد كه به كرامات انساني مي‌پرداخت و ضرورت تجليل از بزرگان را يادآور مي‌شد.
باغچه‌بان نظر خود در مورد آموزش الفبا را در كتابي به نام «دستور تعليم الفبا» تدوين كرد كه در سال 1314 منتشر شد. اين كتاب 5 فصل دارد و به عنوان منشوري است كه بايد امروز مورد توجه همه‌ي مربيان و معلمان ما قرار گيرد.
فصل اول اين كتاب به ويژگي‌هاي شخصي معلم پرداخته است، معلمي كه مي‌خواهد به دانش‌آموزاني كه تازه وارد مدرسه شده‌اند آموزش بدهد بايد هفت ويژگي داشته باشد،
بردباري و شكيبايي، خوش‌رويي و فروتني، انتظار و اميد، جديت و درست قولي، ثبات و جديت، وقار و سنگيني و آمادگي! مطالعه و آگاهي از فصول بعدي اين كتاب را براي همه معلمان توصيه مي‌كنيم!

*شيوه باغچه‌بان براي آموزش حساب
«جبار باغچه‌بان» از يك تخته سياه بزرگ و دو چرتكه ديواري (يكي براي آموزش عددهاي صحيح و ديگري براي آموزش عددهاي كسري) استفاده كرد. با اين روش دانش‌آموزان مردود شده سالهاي گذشته هم توانستند به آساني در امتحانات موفق شوند. اين امر باعث اميدواري باغچه‌بان و حيرت و تعجب بقيه شد.

*شيوه باغچه‌بان براي آموزش جغرافيا
«جغرافيا» براي كودكاني كه هرگز غير از روستا و شهر خود جايي را نديده بودند، درس بسيار مشكل و سنگيني بود. او به اين مهم پي‌برد و در نتيجه دست به ابتكار جديدي زد. باغچه‌بان از نقشه‌اي استفاده كرد كه خود آن را ساخته بود. آن نقشه شامل دو تخته سياه بود كه روي آن نمونه‌اي از دريا و اقيانوس و پديده‌هاي طبيعي نشان داده شده بود. با اين كار ميزان درك و فهم دانش‌آموزان از درس جغرافيا بالا رفت و اين درس، به بحثي شيرين تبديل شد.

*نمايشنامه‌نويسي، اجراي تئاتر و تاليف كتب غيردرسي
«باغچه‌بان»، متد ‌آموزشي خود را تنها به مسايل درسي محدود نكرده بود، او اعتقاد داشت كه در كنار آموزش كودكان بايد به پرورش استعدادهاي فكري و غيردرسي آنها نيز پرداخت. او در سال 1308 نخستين كتاب غيردرسي كودكان ايراني در تاريخ ادبيات را در شهر شيراز با عنوان « زندگي كودكان» منتشر كرد كه شامل اشعار و سرودهاي كودكانه و چيستان‌ها مي‌باشد.
او در كودكستان شيراز هفت نمايشنامه مخصوص كودكان تحت عنوان پير و ترب، گرگ و چوپان، خانم خزوك، مجادله دو پري، شير و باغبان، شنگول و منگول و آتشدان زرتشت را به روي صحنه برد. و در سال 1311 نيز كتاب «بازيچه دانش» را تاليف كرد.
برنامه‌هاي كودكستان وي نيز شامل ورزش، گردش در كوه و صحرا، تمرين رختشويي، تعليم بنايي و خشت‌زني و مجسمه‌زني (شغل و حرفه خود و پدرش!) و كار بافتني و آداب معاشرت بوده برنامه‌هايي كه با گذشت دهها سال بسيار بديع و جالب و جديد به نظر مي‌رسند.

*ساخت دستگاه «گاهنامه»
«باغچه‌بان» براي اينكه گذشت ايام و مفهوم تقويم را به دانش‌آموزان خود ياد دهد، هرگز به شيوه‌هاي سنتي و قديمي كه فهم آنها براي كودكان بسيار سخت و ناممكن بود اكتفا نكرد. او در سال 1343 وسيله‌اي به نام «گاهنامه» ساخت كه با آن مي‌شد چگونگي بلند و كوتاه شدن روزها را به كودكان ياد داد.

*آثار جبار باغچه بان
قيزيللي يارپاق ، بايرامچليق، نمايشنامه شير و باغبان،نمايشنامه خرخر، نمايشنامه گرگ و چوپان، نمايشنامه مجادله دو پري، نمايشنامه آتشدان زرتشت،الفباي سربازان، برنامه كار آموزگار (سال انتشار 1302)،الفباي آسان (سال انتشار 1303)، الفباي دستي ،مخصوص ناشنوايان (سال انتشار 1303)، بازيچه الفبا، زندگي كودكان (سال اننتشار 1308)، نمايشگاه خاله خزوك و موشك پهلوان (سال انتشار 1311)، نمايشنامه پير و ترب (سال انتشار 1311)، بازيچه دانش (سال انتشار 1311)، دستور تعليم الفبا (سال انتشار 1314)
18- علم آموزش براي دانشسراها (سال انتشار 1320)، بادكنك (سال انتشار 1324)، الفباي خودآموز براي سالمندان (سال انتشار 1326)، پروانه‌نين كتابي (كتاب پروانه) (سال انتشار 1326)، الفبا (سال انتشار 1327)، اسرار تعليم و تربيت (سال انتشار 1327)، مجموعه شعر زندگي كودكان، الفباي كودكان، برنامه يك ساله (سال انتشار 1329)، بابا برفي (سال انتشار 1346)، عروسان كوه (سال انتشار 1347)، زندگي‌نامه باغچه‌بان به قلم خودش سال انتشار(1356)، شب به سررسيد (سال انتشار 1372)، كبوتر من كبوتر من (سال انتشار 1373)
در نهايت اين ستاره آسمان فرهنگ آذربايجان كه خود را «خدمتگزار باغ آتش» مي‌دانست و با شعله‌هاي وجودش ظلمت و تاريكي جهل را نابود ساخت، در شامگاه پنجم آذرماه 1345 در سن 80 سالگي دارفاني را وداع گفت و چراغ وجودش خاموش گشت. اما راهي را كه او روشن ساخت هرگز گرد ملال و خاموشي نگرفت. او خود شعري دارد كه مي‌گويد:
بي‌رنج به مفت سوي از كس نبري
چون شمع براي جمع سوزان باشي!
روحش قرين رحمت حضرت دوست باد
گزارش: محمد امين خوش نيت
انتهاي پيام/ص


آموزش كلمه به كلمه به همراه تكرار كلمات همراه با آموزش نگارش لغات.

آموزش زبان انگليسي براي كودكان مجيك انگليش يكي از بهترين شيوه هاي آموزش زبان انگليسي براي كودكان است كه در حال حاضر در اكثر سايتهاي دنيا جزء پرفروش ترين ها است اين مجموعه آموزشي ساخت كمپاني بزرگ والت ديسني آمريكا است كه حتما با كارتونهاي معروف آن از كودكي تا به حال آشنايي داريد اينك شخصيتهاي معروف كارتونهاي اين كمپاني از قبيل دانل داك - ميكي موس - سيندرلا - پسر جنگل و ... دست به دست هم داده اند تا با حركات و داستانها و شعرهاي خود به شيوه اي جديد زبان انگليسي را به كودكان شما بياموزند ! آموزش حروف - لغات - اعداد - رنگها و ... به ياد داشته باشيد براي آموزش زبان انگليسي هيچ وقت احتياج به داشتن سواد خواندن و نوشتن نمي باشد ! همانطور كه كودكان ما زبان فارسي و حرف زدن را بدون داشتن سواد خواندن و نوشتن يادگرفتند شما خواهيد توانست به كودكان خود نيز زبان انگليسي را به عنوان زبان دوم خود به همين شيوه ياد بدهيدحركات شخصيتهاي داستان اين مجموعه گام به گام زبان انگليسي را به كودكان شما مي آموزد فقط كافي است فيلم ها را در ويديو سي دي بگذاريد و به كار خود بپردازيد شخصيتهاي معروف كارتون خودشان كارشان را بلد هستند! جذابيت شخصيت هاي كارتوني اين مجموعه باعث مي شود كه كودك شما انگليسي را همانند زبان فارسي از طريق شنيدار و استنتاج مطالب درك كند و ياد بگيريد و به ياد داشته باشيد بهترين زمان براي آموزش هر چيزي همان زمان كودكي است چرا كه مطالب ياد گرفته شده در زمان كودكي هيچگاه از ذهن انسان پاك نمي شود

خردسالان همزمان با مشاهده سي دي هاي كارتون بصورت لغت به لغت با كلمات انگليسي و نحوه تلفظ و نگارش آنها آشنا ميگردند.
استفاده از اين بسته آموزشي را به همه خانواده ها توصيه مينماييم.

قيمت : 10.000 تومان

جهت كسب اطلاعات بيشتر با شماره 09113710891 تماس حاصل نماييد
نـام آگهي دهنده :  
ارسال آگهي : 20/4/1386
وب سايت :
ايميل : info_peekneek@yahoo.co.uk  
تلـفن : 09113710891
قيمت :
استان : تهران
شــهـر :


آشنایی با چهره های جهانی تعلیم و تربیت

بسیاری از صاحبنظران بزرگ، در طول تاریخ تعلیم و تربیت، با ارائه نظرات و دیدگاه های ارزشمند خود، تعلیم و تربیت جهانی را تحت تاثیر قرار داده و منشا تحولات بزرگ در آن شده اند؛ از این رو آشنایی معلمان و مربیان ما با دیدگاه ها و نظرات آنان ضروری است. در این مقاله، زندگی نامه و عقاید و افکار ده تن از صاحبنظران بزرگ تعلیم و تربیت شامل کمینیوس، روسو، پستالوزی، هربارت، فروبل، ماکارنکو، دیویی، مونتسوری، پیاژه و بلوم به طور مختصر آمده است. اینان کسانی اند که افکارشان در شکل گیری تعلیم و تربیت جدید در نقاط مختلف جهان موثر بوده است.

 

کمینیوس

 

کمینیوس (1670 – 1592، Comenius)

کمینیوس، یکی از مربیان بزرگ تعلیم و تربیت اروپا در قرن هفدهم میلادی و یکی از بنیان گذاران تعلیم و تربیت جدید مغرب زمین است. او که زندگانی خود را در میان آشوب و جنگ های مذهبی و چه بسا دور از سرزمین خویش در آوارگی گذراند، از دوران مدرسه خود تجارب تلخی اندوخت، از این جهت با فراهم آوردن محتوایی نو برای تدریس در مدارس و ابداع روش های تازه تدریس، اصلاحاتی در زمینه تعلیم و تربیت به عمل آورد. از سوی دیگر، حوادث دلخراش و مصیبت بار جنگ های سی ساله اروپا، او را به این فکر انداخت که ریشه تمام دردها، مفاسد اجتماعی و حتی بین المللی در نبود تعلیم و تربیت کافی و صحیح است. لذا برای تسکین آلام و درمان بیماری های اجتماعی، پیشنهاد کرد که همگان بایستی از تعلیم و تربیتی همه جانبه برخوردار شوند. نظرات وی از جمله: برابری انسان ها در برخورداری از تعلیم و تربیت، مساوات دختران و پسران و بازبودن مرزها برای تبادلات فکری برای مردم آن زمان بسیار تازگی داشت. اولین کتاب درسی مصور در سال 1658 م توسط کمینیوس تهیه شد. او درباره روش آموزش شش اصل زیر را بیان کرده است:

1. طبیعت هر کاری را در زمانی مناسب انجام می دهد.

2. در طبیعت، نخست ماده و سپس صورت است؛ چنان که نخست تخم یا جنین است که بی شکل و بسان ماده است و پس از آن، موجودی با شکل معین می شود.

3. طبیعت راه خود را گام به گام می پیماید.

4. تحول طبیعی همواره از درون صورت می گیرد.

5. طبیعت در پدید آوردن چیزها از حالت کلی آغاز می کند و به سوی حالت جزئی می رود.

6. طبیعت هر چیزی را برای مقصودی پدید می آورد. کمینیوس با توجه به اصول فوق، نتیجه می گیرد: " بهترین دوره تربیت، دوره کودکی است. موضوعات درسی باید متناسب با سن دانش آموزان انتخاب شود. در آموزش هم باید ابتدا به خود اشیا و سپس به واژه ها و مفهوم ها پرداخت. در آموزش زبان هم خواندن متن باید پیش از بیان قاعده کلی و دستور زبان باشد. در هر گونه آموزش باید ابتدا با نمونه ها آشنا شد و پس از آن با قاعده ها و قانون ها.

 

 

روسو

روسو (1778 – 1712،Rousseu )

 ژآن ژاک روسو در سال 1712م در ژنو متولد شد. او زندگی پر حادثه ای داشت و بخشی از عمر خود را در سرگردانی گذراند. کتاب هایش را چندین بار سوزاندند. اما او همه را دوباره نوشت و به هر ترتیب بود عقاید و نظرات خود را منتشر کرد. دو کتاب "امیل" و "قرار داد اجتماعی" از آثار مشهور روسو، به زبان های مختلف ترجمه شده است. روسو اغلب عمر خود را در شهرهای مختلف گذراند. دیدگاه ها و نظرات مهم او به شرح زیر است: روسو در کتاب "امیل" و سایر آثارش به عالم طبیعی اعتقاد فراوانی دارد و معتقد است، هر چیزی به همان صورتی که پرورده قدرت آفریدگار جهان است خوب است. ولی متاسفانه هر چیزی در دست انسان تغییر ماهیت می دهد. انسان در طبیعت نیک است، ولی جامعه او را بد می کند. انسان در حالت طبیعی آزاد است، ولی جامعه او را به بردگی می کشاند. از نظر وی، تعلیم و تربیت چنانچه بخواهد با طبیعت همنوا شود، باید به کودک احترام بگذارد. از آنجا که کودکان از نظر طبیعی با یکدیگر متفاوت هستند، آموزش و پرورش باید فردیت کودک را مورد توجه قرار دهد. وی توصیه می کرد: " کار تعلیم و تربیت را با شناخت دانش آموزان آغاز کنید! " به عقیده وی، قبل از اینکه کودک توانایی فهمیدن به دست آورد، نباید به او چیزی آموخت. آموزش و پرورش کودک باید کم تر گفتاری و بیش تر حسی و تجربی باشد. به عبارت دیگر، به جای این که کودک مطلبی را به طور مستقیم از کتاب بیاموزد، می تواند آن را از طریق تجربه مستقیم فرا گیرد. پاها، دست ها و چشم ها نخستین معلمان کودک هستند و جایگزین کردن کتاب به جای آنها، به منزله آن است که کاربرد عقل و خرد را از دیگران بیاموزد.

روسو

روسو می گوید: " انسان به وسیله سه استاد تربیت می شود: طبیعت، اشیا و انسان های دیگر. تربیت آن گاه بدرستی صورت می گیرد که این تاثیرهای گوناگون با هم هماهنگ باشند. " روسو معتقد است: " آموزگار خوب کسی نیست که در کم ترین زمان، بیش ترین چیزها را آموزش می دهد؛ بلکه کسی است که شوق به آموختن و فهمیدن را در شاگرد بر می انگیزد؛ زیرا هدف آموزش و پرورش گردآوری و انباشتن اطلاعات نیست، بلکه به کار بردن توانایی اندیشیدن و فهمیدن است. انسان در اثر تربیت باید چنان بار آید که بتواند در کارهای گوناگون وظیفه خود را همچون یک انسان انجام دهد، در شرایط گوناگون درست رفتار کند و برای خوب زندگی کردن آگاه شود. " افکار روسو در آن زمان مورد پذیرش بسیاری از افراد قرار نگرفت و پارلمان پاریس کتاب "امیل" را مغایر با مذهبی و مصلحت کشور دانست و دستور سوزاندن آن را صادر کرد.

 

پستالوزی

پستالوزی (1827 – 1746، Pestalozzi)

پستالوزی از مربیانی است که آثار متعددی تالیف و آرای خود را از طریق این آثار نشر کرده است. او به کودکان بی سرپرست و محرومان خدمات فراوانی کرد؛ حتی بخشی از مزرعه خود را به مدرسه تبدیل کرد و در آن به تعلیم و تربیت کودکان مستمند پرداخت. دیدگاه ها و نظرات مهم تربیتی وی به شرح زیر است: پستالوزی تعلیم و تربیت را رشدی طبیعی، فزاینده و هماهنگ می دانست که شامل تمام توانایی ها و استعدادهای کودک می شد. به نظر وی، جسم، ذهن و عاطفه باید به طورتوام پرورش می یافتند.

 

مبنای روش پستالوزی بر این اعتقاد پایه گذاری شده بود که می گفت: " حواس ما، مخازن دانش ما هستند. " این عقیده موجب شد که اشیای واقعی در درس گنجانده شوند. در این روش، کودک مشاهدات و تجارت عملی خود را به شیوه ای تحلیل و مطابق با آنچه که در گنجینه حواس داشت، می فهمید. به علاوه هدف، تنها آشنایی با مجموعه ای از حقایق نبود بلکه کاربرد آن ها نیز مورد توجه بود. از این رو در آموزشگاه های پستالوزی، کارهای عملی و آموزش های حرفه ای هم به عنوان منبعی برای زندگانی اقتصادی کودکان و هم به عنوان پایه آموزش های نظری اهمیت و نقش داشتند. آموزش های دینی و اخلاقی نیز مورد توجه پستالوزی بودند. او در این زمینه چنین بیان کرده است: " انسان آن گاه خدا را می شناسد که خود را بشناسد. هیچ کس نمی تواند تنها از راه گفتار کسی را به سوی دین هدایت کند. این کار با کردار ممکن است. چه سودی دارد به کودک یتیم بگوییم که پدری در آسمان ها دارد. اگر کودک یتیمی را مانند فرزند خود بزرگ کنید، آموخته اید که پدری در آسمان ها دارد؛ همان خدایی که شما را چنان آفریده است که کودک یتیم را همچون فرزند خود بنگرید. "

پستالوزی در آموزش، محبت را اساس کار خود قرار می داد و انظباط خشک و توام با خشونت که در آن زمان رایج بود، در روش او به کار گرفته نمی شد، پستالوزی بخش عمده ای از فعالیت های خود را به تربیت معلمان پرداخت و همواره معلمانی برای آموزش روش وی از نقاط مختلف جهان به نزد او می آمدند.

هربارت

هربارت ( 1841 – 1776،Herbart )

هربارت، مربی آلمانی بود که مطالعات عمیقی در فلسفه آموزش و پررش داشت و مدت ها به تدریس آن پرداخت. وی از شخصیت هایی بود که می خواست تعلیم و تربیت را بر پایه های استوارتری قرار دهد. به این منظور آن را به صورت رشته ای علمی و دانشگاهی درآورد. حتی یک مدرسه تجربی تاسیس کرد و عقاید و افکار خود را در آن به آزمایش گذاشت. افکار و اندیشه های تربیتی هربارت به شرح زیر است: هربارت بر این عقیده بود که: " آموزش درست آن است که با علائق کودکان همراه باشد؛ زیرا علاقه و توجه با یکدیگر ارتباط نزدیک دارند." او توجه را دو نوع می دانست؛ یکی توجه خود به خودی که کودک آزادانه و به میل خویش بروز می دهد و دیگری توجه اجباری که کودک به سوی آن برانگیخته می شود. هربارت حفظ کردن حقایق مجزا از یکدیگر را غلط می پنداشت و آن دسته از حقایق را برای آموختن انتخاب می کرد که با هدف های مورد نظر خود ارتباط داشتند. او برای آموزش مراحل زیر را قائل بود:

1. آمادگی: کودک برای یادگیری و شناخت باید به موضوع مورد یادگیری علاقه داشته باشد و در این مرحله، ذهن او باید برای آموختن آماده شود.

2. ارائه مطالب: در این مرحله، مطالب تشریح و درس ارائه می شود.

3. ربط یا تداعی: در این مرحله، کودک مطالب جدید را با آموخته های قبلی خود ارتباط می دهد و تشابهات و تفاوت های دانستنی های قبلی با درس جدید مشخص می شود.

4. تعمیم: این مرحله، شامل تدوین قواعد، اصول و تعریف ها است.

5. کاربرد: در این مرحله، دانش آموز استنباط خود را از اصول کلی که در مرحله چهارم به دست آورده است، به آزمایش می گذارد و عملا آن را به کار می گیرد. طبق نظر هربارت، آموزش به معنی دقیق آن، فراهم آوردن زمینه پدید آمدن اندیشه های تازه و پیوند آن ها با اندیشه های پیشین است. به عقیده وی، آموزش پایه پرورش است؛ زیرا با سازمان دادن به اندیشه ها، دلبستگی و انگیزه پدید می آید و در چگونگی رفتار و منش تاثیر می گذارد و دامنه این تاثیر به جنبه های ذوقی و اخلاقی گسترش می یابد.

فروبل

 فروبل ( 1852 – 1782،Frobel )

فروبل، مربی بزرگ آلمانی در سال 1782م در آلمان متولد شد. وی دوران کودکی را با سختی گذراند و چون والدینش از او استنباط درستی نداشتند، به صورت مردی کمرو و درونگرا درآمد. فروبل سال ها از شغلی به شغلی دیگر می پرداخت تا این که در مدرسه کوچکی واقع در فرانکفورت به تدریس پرداخت و به شغل معلمی علاقه مند شد. او برای مطالعه در روش آموزش پستالوزی که در آن زمان معروف بود، به سویس سفر کرد و پس از مطالعه به آلمان بازگشت. و در سال 1816م، مدرسه کوچکی بر اساس روش آموزش پستالوزی دایر کرد.

و به تدریج به شرح دیدگاه ها و نظرات تربیتی خود و تالیف کتاب و مقاله پرداخت. فروبل اولین بنیانگذار مهد کودک (به نام باغ کودکان) بود. نظرات تربیتی مهم وی به شرح زیر است: فروبل معتقد بود که: " تعلیم و تربیت باید شخصیت کودک را پرورش دهد و اساسا این رشد باید خودجوش باشد. " فروبل برنامه های کودکستان خود را طوری سازمان داد که کودک را به طور خود جوش به فعالیت وامی داشت. حرکت، بازی، شعر، شناخت رنگها، داستان و انواع فعالیتهای مختلف، اساس کار کودکستان وی بود. وی سه نوع مواد ویژه در آموزش به کار می گرفت: شعرهای کودکانه، اسباب بازی و سرگرمی. اسباب بازی و سرگرمی، فعالیت های جسمی کودکان را به کار می گرفتند. اسباب بازی ها در آن زمان به شکل های مختلف ساخته می شدند. سرگرمی ها هم از موادی بودند که قابلیت شکل پذیری داشته باشد؛ مانند گل رس، شن و مقوا. فروبل روی داستان هم بسیار تاکید داشت. پس از این که معلم داستان را نقل می کرد، اثر آن در بیان کودک، در شعرهایش و در بازی های او نمایان می شد. فعالیت های مختلف عملی فروبل در آموزش، موجب توجه فراوان به آموزش عملی شد. به عقیده فروبل، کار و نقش مربی تنها راهنمایی و هدایت شاگردان بود. وی عقیده داشت که در ذات هر موجودی، غایتی نهفته که با او آفریده شده است؛ ولی این مقصود با تعلیم و تربیت تحقق می یابد.تربیت نیز یک مقصد دارد و آن پروردن طبیعت حقیقی و خدایی انسان و نمایان کردن جنبه های ابدی و بی پایان او است.

ماکارنکو

ماکارنکو (1939 – 1888،Makarenko )

ماکارنکو در روستایی واقع در اوکراین روسیه متولد شد. او پس از طی دوره تعلیمات عمومی، یک دوره تربیت معلم یکساله گذراند و در مدرسه ای مشغول تدریس شد. در نخستین سال تدریس، شاهد انقلاب 1905م در روسیه شد و برای پی بردن به علل انقلاب، به مطالعه کتب مارکسیستی پرداخت. در سال 1914م وارد موسسه معلمان شد و در سال 1917م با دریافت نشان طلا از آن جا فارغ التحصیل شد و به عنوان دانشجوی ممتاز و معلم طراز اول روسیه شهرت یافت. آن گاه مدیریت یک مدرسه ابتدایی را بر عهده گرفت و توانست کار مدرسه را با فعالیت های کشاورزی درهم آمیزد. سپس مسوولیت تربیت کودکان آواره بر اثر جنگ جهانی اول و جنگ های داخلی سال های 21- 1918 به وی واگذار شدو ماکارنکو با کوشش فراوان و با تشکیل موسسه تربیتی جمعی، به تربیت آنان پرداخت و شیوه تربیتی او در این به عنوان الگو در آموزش و پرورش مطرح شد. ماکارنکو با تربیت کردن شاگردان فراوان، پذیرش مسوولیت چندین موسسه بزرگ تربیتی و تالیف آثار ارزشمند، خدمات فراوانی ارائه کرده است. نظرات و دیدگاه های مهم او به شرح زیر است: از دیدگاه ماکارنکو، مربیان باید هدف های خود را از مطالعه نیازهای جامعه به دست آورند. تعلیم و تربیت باید متوجه رشد عقلانی، آموزش حرفه ای، سیاسی و اخلاقی باشد. انسان تربیت یافته باید سواد و اطلاعات سیاسی داشته و فعال باشد. از نظر شخصی هم منضبط ، متعادل، مصمم، آینده نگر و به اهداف و رفتار جمعی پایبند باشد.

 

ماکارنکو مروج تربیت جمعی بود و ویژگی های این نوع تربیت را چنین برشمرده است: " موسسه تربیتی جمعی، محلی برای گردهمایی یک عده شاگرد در یک محل نسیت، بلکه یک سازو کار اجتماعی و زنده است که توانایی ها و مسوولیت هایی دارد و برای روابط درونی و متقابل دارای الگوی خاص خود است. " از ماکارنکو مقالات و کتب فراوانی به چاپ رسیده که او در آن ها، افکار و اندیشه های خود را بویژه درباره تربیت جمعی مطرح کرده است. برخی از کتاب های وی، از جمله کتاب " شکوفایی تن و جان " به فارسی نیز ترجمه شده است.

جان دیویی

جان دیویی (1952 – 1859،john Dewey )

 جان دیویی از مربیان بزرگ به شمار می رود. او در سال 1859م در برلینگتون آمریکا متولد شد. دیویی فوق العاده کمرو و کم حرف توصیف شده است. در آغاز جوانی، دوره دبیرستان و سال های نخست دانشگاه، هوش و استعدادی قوی از خود نشان نداد؛ به گونه ای که در هنگام تحصیل در دبیرستان در حد متوسط بود و احتمال داده نمی شد بتواند برای تحصیلات عالی وارد دانشگاه شود؛ اما به هر حال به دانشگاه راه یافت و سال هال آخر تحصیل در دانشگاه، نقطه عطفی در افکار او بود؛ چنان که نشانه های خلاقیت فکری و فعالیت فلسفی از خود بروز داد.

دیویی پس از اتمام تحصیلات در دانشگاه، آرا و نظرات تربیتی خود را مطرح کرد. او در دانشگاه شیکاگو مدرسه ای تاسیس کرد که حکم آزمایشگاه را داشت. سپس به دانشگاه کلمبیا رفت و در تالیفاتش، اندیشه های تربیتی خود را منتشر کرد. از آن پس افکار و نظرات وی در تحولات آموزش و پرورش در سطح جهان موثر واقع شد. مقالات و کتب فراوانی از دیویی به چاپ رسیده که تعدادی از آن ها به سایر زبان ها و از جمله به زبان فارسی ترجمه شده است. بخشی از دیدگاه ها و نظرات تربیتی مهم دیویی به شرح زیر است: از نظر دیویی، تجربه و تفکر در تربیت بسیار مهم تلقی شده است. انباشتن اطلاعات بی معنی در ذهن، یادگیری و فهم واقعی نیست. یادگیری واقعی از طریق تجربه، یعنی تاثیر و تاثر متقابل فرد با محیط صورت می گیرد، تفکر و تحقیق علمی را دیویی شامل پنج مرحله دانسته است. در مرحله اول، انسان به عمل و تجربه می پردازد. در مرحله دوم، به مساله ای برخورد می کند. در مرحله سوم، اطلاعاتی درباره آن مساله گردآوری می کند. در مرحله چهارم، به کمک آن اطلاعات راه حل می جوید. در مرحله پنجم، پس از انتخاب راه حل دوباره به عمل و تجربه روی می آورد. وی معتقد است: " هدف تربیت نباید ثابت باشد، بلکه باید آمیخته با عمل باشد. هدف عمده تربیت رشد و توسعه است که فرایندی مستمر می باشد. " دیویی پنج اصل زیر را در تربیت بیان کرده است:

1. اصل استمرار و پیوستگی: تعلیم و تربیت که بر اساس تجربه است، استمرار و پیوستگی دارد.

2. اصل رابطه متقابل: در تجربه بین فرد و محیط ، رابطه متقابل وجود دارد.

3. اصل کنترل اجتماعی: هر فردی به طور گسترده تحت کنترل اجتماعی است. این کنترل احساس آزادی فرد را از بین نمی برد. مربی نیز از تحمیل و کنترل فردی باید جلوگیری کند و کنترل جمعیت را بر محیط حاکم کند.

4. اصل آزادی: مربی باید رغبت ها و گرایش های کودک را در نظر بگیرد و با هدایت آن ها از اجبار و تحمیل خودداری کند.

5. اصل هدف: آموزش و پرورش صحیح باید هدف هایی قابل انعطاف و قابل تطبیق با شرایط و مقتضیات جدید و غیر تحمیلی و متناسب با رغبت های کودکان داشته باشد.

 

مونتسوری

مونتسوری ( 1952 – 1870،Montessori )

خانم ماریا مونتسوری نخستین زنی بود که در سال 1896م از دانشگاه رم به دریافت درجه دکترای پزشکی نائل آمد و سپس عهده دار تدریس درباره تعلیم و تربیت کودکان استثنایی به معلمان در رم شد و خود نیز به تحصیل در زمینه های کودکان استثنایی، فلسفه و روان شناسی تجربی پرداخت. او در رم " خانه کودکان " را تاسیس کرد و با انتشار کتاب " روش تعلیم و تربیت و فعالیت های گسترده در خانه های کودکان " آرا و نظریات خود را منتشر کرد. وی با تاسیس مرکز تحقیقات تربیتی کلیسای اطفال و فعالیت در یونسکو، بر دامنه فعالیت هایش افزود و به برخی کشورهای امریکای شمالی، اروپایی و آسیایی سفر کرد. مقالات و کتاب های وی به اغلب زبان ها ترجمه و منتشر شده است.

دیدگاهها و نظریات تربیتی مهم وی به شرح زیر است:

 مونتسوری، کودک را کاملا آزاد می داند و لازمه آزادی را عدم مداخله در کارهای او بیان می کند. او عقیده دارد که فرد آزاد باید استقلال داشته باشد. لازمه داشتن استقلال این است که کودک شخصا و بدون کمک گرفتن از دیگران، کار انجام دهد.فایده  تعلیم و تربیت در خودجوش بودن آن است؛ به این معنی که وقتی کودک با وضعیت کلی وظیفه اش آشنا می شود، می تواند خود به تنهایی آن را ادامه دهد. چنانچه کودک اشتباه کند، فرصت خواهد داشت تا خطای خود راکشف و برطرف سازد. در مدرسه مونتسوری، کودک فعالیت مورد علاقه خود را برمی گزید و آن را بدون دخالت دیگران انجام می داد، مگر این که آن فعالیت باعث مزاحمت سایر کودکان می شد. او به تربیب حسی و عضلانی توجه داشت. هدف او این بود که از طریق تمرین هایی مانند دقت کردن، مقایسه کردن و تمیز دادن، حواس کودک را تقویت کند. مونتسوری آموزش دادن خواندن و نوشتن را به کودکان تا قبل از شش سالگی، مفید نمی دانست. وی در آموزش خواندن و نوشتن روش دقیقی به کار می برد و در آن سعی می کرد تا هر نوع آموزش مستقیم و تقلیدی را حذف کند. او همواره از نوشتن آغاز می کرد و معتقد بود که کودک در نوشتن، از وجود درونی خویش، از آنچه می شناسد، از آنچه فکر می کند، کلمه ای که در ذهنش هست و باید بیان شود، شروع می کند؛ در حالی که خواندن، کلمه به عنوان چیزی خارجی است که باید فراگرفته شود.

 

ژان پیاژه

ژان پیاژه ( 1980 – 1896، j. piajet )

ژان پیاژه در سال 1896م در شهر نوشاتل سویس به دنیا آمد. او پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی به تحصیل در زیست شناسی و فلسفه پرداخت و درجه دکترای خود را در رشته جانور شناسی دریافت کرد. با توجه به علاقه خود، به تحقیق و تفکر در علوم انسانی و بویژه در روان شناسی کودک پرداخت و با ادواردکلاپر که از روان شناسان و محققان معروف به شمار می رفت و رئیس علوم تربیتی معروف به موسسه ژان ژاک روسو بود، همکاری کرد. در سال 1940 م پس از وفات کلاپارد جانشین وی شد و علاوه بر آن، به تدریس در دانشگاه های ژنو و پاریس پرداخت. مدتی هم در دفتر بین المللی تعلیم و تربیت اشتغال داشت. وی آثار علمی، مقالات و کتب فراوانی تالیف کرد که تعدادی از آن ها به زبان فارسی نیز ترجمه شده است. دیدگاه ها و نظریات مهم پیاژه به شرح زیر است: پیاژه با مطالعه روی هوش و مراحل رشد انسان، می گوید که اساسی ترین کارکردهای هوش، فهم و ابداع است. این دو از هم تفکیک ناپذیرند. وی مراحل رشد ذهنی را چهار مرحله زیر دانسته است: مرحله اول: حسی و حرکتی که از تولد تا دوسالگی را شامل می شود. مرحله دوم: هوش نمادی یا نشانه ای که دو تا هفت سالگی را شامل می شود. مرحله سوم: مرحله هوش عینی یا انضمامی است که از هفت تا یازده سالگی را شامل می شود. مرحله چهارم، هوش نظری یا صوری است که یازده سالگی به بعد را در بر می گیرد. پیاژه هر یک از مراحل فوق را به اجزای کوچک تر نیز تقسیم کرده است.

 

به طور کلی در مرحله اول، کودک تنها از ادراک حسی و حرکتی به عنوان ابزار استفاده می کند و قادر به تفکر و تصور نیست. در مرحله دوم، کودک می تواند اشیا یا رویدادهایی را که در زمان حال قابل ادراک نیستند، به وسیله علائم یا نشانه های متفاوت و از طریق یادآوری تصور کند. سخن گفتن و نقاشی کردن از آثار این مرحله است. در مرحله سوم کودکان توانایی عملیات منطقی گوناگون را – البته تنها در مورد پدیده های عینی – به دست می آورند. در مرحله چهارم فرد قادر می شود تا درباره واقعیت های انتزاعی تفکر و امور را تجزیه و تحلیل کند. مراحل رشد ذهنی پیاژه، در برنامه ریزی درسی و تهیه و تدوین مواد آموزشی و فعالیت های یادگیری برای کودکان کاربردهای فراوانی دارد. به عقیده پیاژه، نظام آموزش و پرورش باید از یک سو با روش های علمی، نیازها و ارزش های اجتماعی را تشخیص دهد و در برنامه ها و رشته های تحصیلی بگنجاند و از سوی دیگر، کودکان و نوجوانان را از لحاظ قدرت یادگیری بشناسد و با روش های مناسب، آنان را به هدف های تعیین شده نزدیک کند، پیاژه روی فعال بودن کودکان در امر آموزش تاکید می کند و به توصیه روش فعال در تدریس می پردازد. در آموزش کودکان، بویژه در سنین پایین هم آموزش های عملی و هم آموزش به کمک حواس را مورد تاکید قرار می دهد.1

بنجامین بلوم

بنجامین بلوم (1999 – 1913 Benjamin Bloom )

بنجامین بلوم در سال 1913 م، در لنسفورد واقع در پنسیلوانیا متولد شد و در سال 1999م وفات یافت. او دوره لیسانس و فوق لیسانس را در سال 1935م در دانشگاه پنسیلوانیا گذراند و دوره دکترای تعلیم و تربیت را در سال 1942م در دانشگاه شیکاگو به پایان رساند. سپس به عضویت ستاد آزمون های دانشگاه شیکاگو درآمد.

تا مدت ها مسوولان تعلیم و تربیت کشورهای مختلف از وی برای مشاوره های تربیتی دعوت به عمل می آوردند. وی به عنوان معلم، محقق و استاد، خدمات فراوانی ارائه کرد. از وی هیجده عنوان کتاب به چاپ رسیده که تعدادی از آن ها به زبان فارسی نیز ترجمه شده است. دیدگاه ها و نظریات اساسی او به شرح زیر است:

" طبقه بندی هدف های تربیتی": بلوم با همکاری تعدادی از همکاران خود، هدف های آموزشی را (هدف هایی که دانش آموزان پس از طی کردن یک دوره آموزشی می توانند به آن ها دست یابند) طبقه بندی کرد. طبقه بندی آن ها بسیار مشهور است. در این طبقه بندی، هدف های آموزشی در سه حیطه یا حوزه شناختی، عاطفی و روانی – حرکتی تقسیم بندی شده است. در حوزه شناختی، دانش، معلومات و مهارت های ذهنی قرار گرفته اند. در حوزه عاطفی، علائق، انگیزش و نگرش ها قرار گرفته اند و در حوزه روانی وحرکتی هم فعالیت هایی مطرح شده اند که هم جنبه جسمانی و هم روانی دارند؛ مانند نوشتن یا تایپ کردن. طبق طبقه بندی بلوم، هدف ها در حوزه شناختی شش نوع و عبارتند از:

1. دانش؛

2. فهمیدن؛

3. کاربستن؛

4. تحلیل؛

5. ترکیب و

6. ارزشیابی. این شش نوع هدف که از ساده به مشکل هستند، در نمودار زیر ترسیم شده اند: هدف ها در حوزه عاطفی نیز پنج مرحله زیر را دارد:

1. دریافت کردن (توجه کردن)؛

2. پاسخ دادن؛

3. ارزش گذاری؛

4. سازمان دادن ارزش ها؛

5. تشخیص دادن به وسیله یک ارزش یا مجموعه ای از ارزش ها. حوزه روانی – حرکتی را بلوم و همکارانش در اجزای کوچک تر طبقه نکرده اند؛ ولی در هر صورت، این حیطه شامل فعالیت هایی مانند نوشتن، تایپ کردن، نواختن آلات موسیقی، ورزش کردن، انجام دادن مشاغل و حرفه های گوناگون است.

 یادگیری در حد تسلط :  از دیگر نظرات مهم بلوم، " یادگیری در حد تسلط " است. طبق این نظریه، اگر روش تدریس هشیارانه و با نظم باشد، اگر در هنگام برخورد با مشکلات، بموقع به کمک دانش آموزان بشتابیم، اگر وقت لازم را برای یادگیری مطالب فراهم کنیم و اگر ملاک روشنی برای سنجش مطالب یادگیری تعیین کنیم، اکثر دانش آموزان به سطح بالایی از یادگیری نائل می شوند. بلوم و همکارانش در این باره تحقیقات فراوانی انجام داده اند و موفقیت آن را آزموده اند.

 

منابع

 1. بلوم؛ بنجامین، ویژگی های آدمی و یادگیری آموزشگاهی، ترجمه علی اکبر سیف، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، 1363.

 2. بلوم؛ بنجامین و دیگران، طبقه بندی هدف های پرورشی کتاب اول حوزه شناختی، ترجمه علی اکبر سیف و خدیجه علی آبادی، تهران، انتشارات رشد، 1368.

3. پژوهشکده حوزه و دانشگاه، فلسفه تعلیم و تربیت، تهران، سازمان سمت، 13.

 4. سیف؛ علی اکبر، روان شناسی پرورشی، تهران، انتشارات آگاه، چاپ نهم، چاپ نهم، 1372.

 5. شاتو؛ ژان، مربیان بزرگ، ترجمه غلامحسین شکوهی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران.

 6. صفوی؛ امان الله ، روند تکوینی و تطبیقی تعلیم و تربیت جهانی در قرن بیستم، تهران، انتشارات رشد، 1366.

 7. نقیب زاده، میر عبدالحسین، نگاهی به فلسفه آموزش و پرورش، تهران، ظهوری، چاپ دوم، 1365.

 8. Elliot W. Eisner, Benjamin bloom. Prospects vol xxx No3, sep 2000.  

 

6 مرداد 1382

مجله رشد

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:20  توسط پریسا 

شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386

اون روز بعد از اینکه پست قبلی رو نوشتم ….

درست تو موقعیتی که اصلا فکرش رو نمی کردم   3 تا از دوستای خوبم واقعا ذوق زده ام کردند . یه جشن تولد کوچولو و خوشگل برام گرفتند . همین جا می خوام از سپیده و مریم و هومن عزیز تشکر کنم . ممنون.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:49  توسط پریسا  | 

چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386
دقیقا نمی دونم نوزده سالگی رو تموم کردم ... یا... تازه وارد نوزده سالگی شدم !!!

مهم نیست مهم اینه که امروز شونصد نفر بالاتفاق می گفتن : پریسا دیشب تصمیم داشتم ساعت ۰۰:۰۰ بهت اس . ام . اس بزنم تولدت رو تبریک بگم .   و جالب این که بازهم بالاتفاق هیچکدوم این کارو نکرده اند و همه با هم یهویی یادشون رفته !!! الا یه نفر (!) که اون یه نفر هم ظاهرا امروز یادش رفته که خوب بود تبریک می گفت .

 اما مهم اس . ام . اس نیست که ! مهم خودشونن .

در هر صورت من بعد از ۱۸ یا ۱۹ سال هنوز هم زنده ام و پیش بینی آقایان دکتر غلط از آب در اومده و اون ۶ ماهی که قرار بوده روزهای آخر عمرم باشه ... هنوز به اتمام نرسیده .

باز هم مهم نیست . مهم اینه که امروز تقریبا حوصله ی هیچ چی رو نداشتم .حتی سورپرایز های پی در پی دوستان ! و مامان که الان زنگ زد و گفت برم خیابون ( ؟) و اونجا همدیگه رو ببینیم و من اصلا نمی دونم که چی کار می تونه بامن داشته باشه ! واقعا حوصله ی این چیزا رو ندارم . همه چیز اونقدر تکراریه که به نظر می رسه این چندمین نوزده سالگیه که دارم می گذرونم !

اما خوب بد هم نبود . حداقل فهمیدیم برای یکی دو نفری مهم هستیم .

تااااااااااازه ! رهای عزیز هم با اینکه ۲ هفته بیشتر با من نبوده اون هم ۷ ماه پیش و بعدا کلا پا شد رفت اصفهان و دیگه هم ندیدیمش بهم اس . ام . اس زد و  تبریک گفت . که من خیلی ذوق کردم .

و اما نتیجه می گیریم که :

در واقع نوزده یا احتمالا بیست سالگی اصلا اون شکلی نیست که آدم فکرش رو می کنه !

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:8  توسط پریسا  | 

دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386
روزهایی کاملا اکتیو و در عین حال سرشار از آرامش را می گذرانم .چیزی شبیه آهنگی که دیشب گوش می دادم . آن هم در اوج « خشونت » یک عده !!!! و من کاملا بی تفاوت !

پ.ن.:برای خودم کلی حال می کنم . مخصوصا با شیوه ی نوین « دوری و دوستی » .

پ.ن.:یه عده هم از فضولی دارند می میرند !

پ.ن.: و مریم خانوم عاشق  ...درست حدس زده بودم . عاشق یکی ( های ) دیگه شده !!!

پ.ن.: از کلماتی که دیدم : ( فقط در حد حرف الکی نباشه ) ٬ ( علت ترس هایش !!!) ٬ (آدم  الکی پشت کلمات الکی قایم شده !!!) .... می تونم حدس بزنم چی براش نوشته .


لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:31  توسط پریسا  | 

پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386
حواسم به روزمرگیهای خودم بود و در جزئیات ابلهانه اش غرق بودم .

تصویری از پشت قاب شیشه ای ماشین ٬ افکارم را از هم گسیخت ...

ترافیک...چراغ قرمز...پسرک ...فقر از گردنش آویزان... پای کوچکش زیر چرخ پرایدی مانده ...پسرک فریاد می کشید . به گمانم راننده هم جزئیاتی برای غرق شدن داشت ... غرق بود...

راننده به خودش آمد : هی پسر دور شو ( این را از حرکات دستش می شد فهمید )

پسرک اما... فریاد ... راننده ... به هوش آمد ...

پسرک ترسیده بود ... پا به فرار گذاشت ... فرار !!!

پسرک بلد نبود اعتراض کند !

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:6  توسط پریسا  | 

دوشنبه دهم اردیبهشت 1386
Tristesse
J'ai perdu ma force et ma vie,
Et mes amis et ma gaieté;
J'ai perdu jusqu'à la fierté
Qui faisait croire à mon génie.
Quand j'ai connu la Vérité,
J'ai cru que c'était une amie;
Quand je l'ai comprise et sentie,
J'en étais déjà dégoûté.
Et pourtant elle est éternelle,
Et ceux qui se sont passés d'elle
Ici-bas ont tout ignoré.
Dieu parle, il faut qu'on lui réponde.
Le seul bien qui me reste au monde
Est d'avoir quelquefois pleuré.

 

اندوه

من نیرو و زندگی ام را از دست دادم
و دوستانم و شادمانی ام را
از دست دادم تا افتخار
 که باور کردن به نبوغم را باعث میشد

وقتی واقعیت را شناختم
باور کردم که یک دوست است
وقتی آن را دریافتم و حس کردم
دیگر حالم از آن به هم می خورد

و با این وجود آن ابدی ست
و آنان که از آن گذشتند
این پایین همه را نادیده گرفتند

خدا حرف می زند باید به او جواب داد
تنها دارایی که در دنیا برایم می ماند
  بعضی وقت ها گریه کردن است

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:43  توسط پریسا  | 

سه شنبه چهاردهم فروردین 1386
۱)عيد تموم شد . با يه سفري كه اصلا از همون اولش هم حسش نبود .

۲)اينو تو يه ويژه نامه خوندم كه اونهم از يه منبع ديگه نقل كرده بود . نه اين و نه اون، هيچكدومو ذكر نمي كنم ؛ بذارين به حساب دزدي اول سال !

هميشه مي گفتي يك روز اگر به محله ي ما آمدي ، چترت را همراه خودت بياور ؛ اينجا هوا هميشه گرفته است ، هميشه ابر است ، هميشه باران است ؛ باران اشك ، باران غم ، باران فقر ...مي گفتي اينجا هوا هميشه باراني است و وقتي باران مي بارد ، هميشه بايد دعا كنيم و از خدا بخواهيم به بام هاي كاهگلي مان نيرو بدهد ، بايد دعا كنيم كه يك وقت ديوارها تابوت سقف را ، از شانه روي زمين نگذارند و چه صادقانه دعا مي كردي همراه مادري كه دو دستش تير مي كشيد ؛ مادري كه دو چشمش مي سوخت و چند تكه پيرهن كهنه در كنارش افتاده بود .

۳)قرار بود شماره هاي ۳ و ۴ و ... هم باشه .اما ظاهرا همين دوتاي بالايي هم زياده .

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:48  توسط پریسا  | 

یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385

چقدر دلم براي امسال...

 براي كنكور بي اهميت

براي قبول شدن تو رشته اي كه حتي خوابش هم نمي ديدم

براي سرنوشت تعيين شده اي كه امروز مي فهمم چقدر به نفعم بوده

براي فرانسه

براي شانزه ليزه

براي وبلاگ هايي كه نوشته شد

براي وبلاگهايي كه فقط ساخته شد

براي حرفهایی برای نگفتن

براي حرفهايي كه هيچوقت جايي براي گفتنشون پيدا نكردم

براي صدام هايي كه به دار كشيده شدند

سي دي هايي كه لو رفت

براي خبرهاي 20:30

براي اسما و پريسا و اولدوز و رقيه و شادي و ... همه ي چهره هايي كه اونقدر كمرنگ شدند كه تا عكسشونو نبينم نمي تونم تجسمشون كنم

براي محمد هايي كه اخراج شدند

براي پولادهايي كه نفهميدم چي تو مغزشون مي گذره

براي مريم هايي كه يهويي عاشق شدند

براي سپيده هايي كه آخر نفهميدند پويا رو دوست دارند يا نه

براي كاظم هايي كه محو شدند

براي فرهادهايي كه رازها پيششون فاش شد

براي آشتي هاي بعد از يك قهر طولاني

براي روياهايي كه بلند بلند مي خنديدند

براي تصوراتي كه غلط از آب در اومدند

براي فرزادهايي كه بعد از 4 سال معلوم شد دروغ بزرگي گفته اند

برای کتابهایی که نخوندم

برای فیلم هایی که ندیدم

براي ديوان حافظي كه هيچوقت خونده نشد

براي تالاري كه بچه هاي تئاتر به گندش كشيدند

براي هومن هايي كه حتي كلمه اي براي توصيفشون پيدا نكردم

براي پريسا ...

دلم تنگ مي شه ؟؟؟

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 14:33  توسط پریسا  | 

جمعه بیست و پنجم اسفند 1385

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 19:36  توسط پریسا  | 

شنبه نوزدهم اسفند 1385
این جمله آرامشم رو بهم ریخت :

              سلام بر صورتهای به خون خضاب شده ...

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:35  توسط پریسا  |